
نگاهی سرد درآینه نشست
زمستان شدم
قندیل بست شانه هایم
پریشان لحظه هایی بودم
که ابرها مرا بلعیدند
شب زنده داری کردم
تمام نبودن هایت را
وقتی حرمت عشق شکست
ویران تر از همیشه
شب را سیاه تر برتن کردم ...!
#کتایون_شالکوهی
#چامه ی_ سپید
روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"