
بی قراری نبض می زند
تیک
تیک
دلهره ها
بزاق درماندگی را
با بی حوصلگی قورت می دهند
فرو می روم
در کاناپه ای غمگین
که بار خمیازه های مرا
کشدار
به دوش می کشد
قروچ
قروچ
دندان قروچه های کفری
کسالت ذهنم را می جود
تا مرا
بیرون بکشد
از سلول تنهایی ام
می شکنم قفلها را
می شنوم
آزادی را
#فرانک_سلطانی
#چامه_ی_سپید
#چالش



روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"