
پلاسیده
شعر تابستان
زیر سایه های عرق کرده ی
درختان
و آب یخی
که خنک نمیکند
شعر مرا
انتظار آمدنت را
سپرده ام به روزهای طولانی
خورشید کوتاه می آید
با خش خش
قدم های پاییز
#چالش
#مریم_نیکخو #چامه_ی_سپید

پلاسیده
شعر تابستان
زیر سایه های عرق کرده ی
درختان
و آب یخی
که خنک نمیکند
شعر مرا
انتظار آمدنت را
سپرده ام به روزهای طولانی
خورشید کوتاه می آید
با خش خش
قدم های پاییز
#چالش
#مریم_نیکخو #چامه_ی_سپید

تو یه بلا تکلیفی
ذهنیم
اونجا که ذهن بار وبندیلشو پهن میکنه
وسط سنگفرش خیابون
داد میزنه بیایین بردارین
همه چی مجانیه
فقط میخوای خالی بشی
خالی بشی
و بعد بری جایی که هیشکی حتی صدای ناکوک قلبت رو نشونه
گاهی باید گذاشت
و گذشت...
#احمد_کمائی
🎙 آسمان
بند دلم به پایین میکشد
افتادن مرا
نمی دانم؟
از دافعه آسمان است ؟
یا جاذبه زمین ؟
بی هوا بند دلم پاره میشود
آزاد و رها ، تا آسمان ها میروم
حالا خوب میفهمم تمام مدت در بند زمین بودم...
#نسیما
#گروه_چامه_سپید
@l_dehghann

قطعه به قطعه
تا قله می نواخت
قلعه های بزرگی را
قطره به قطره
از نفس می ا نداخت
دریای مروارید را
دستها از گونه ی خیس می گرفتند
درد را
چکه، چکه
مادر ی سنگها را پس می زد
تا به دریا برسد
دریایی سنگها را پس می داد
تا مروارید بند کند
لا لایی
قلعه به قلعه
قطعه می نواخت
تا قله ها را بند کند
#لیلادهقان #مهلا
#چامه_ی_سپید
#چالش

می دانی آرزویم چیست؟
«با تو بودن را قاب کنم» بگذارم
گوشه طاقچه
آن وقت تا همیشه کنار تو باشم
همین طور که هستیم
اگر گرد و غبار هم بر قاب بنشیند
بشود با پارچه ای، تمیزش کرد
#فرزانه_ایروانی
هبوط
کرد
از بلندای
نخلها
حافظهام؛
چونان درودی.
ای مثال من، ای پسرکِ دُردیِ حافظهام
تو آنی که میتازد در نبضم،
یا حریقی تو؟
.
#کتاب_محاصره
#آدونیس
برگردان #صالح_بوعذار
#نشر_روزنه
قیمت: ۱۲۵۰۰۰ هزار تومان.
چاپ اول
لینک تهیه کتاب با ۲۰ درصد تخفیف، از وبسایت نشر روزنه.
دوباره شب
دوباره غم
دوباره بی تو سر شدن
شب سیاه قصه ام بدون تو سحر شدن
دوباره شب
بدون ماه
بی هیچ آغوش و پناه
دوباره آه
شبی سیاه
مجتبی فرزانه
__
صفحه ادبی غزلسرایان معاصر
تاریخ ۱۴۰۱/۹/۱

در سیاهی شب
به شوق شعر و شاعری
مشق شعر می کنم
شهاب های اسمانیم
به محفلم نور بریز
# فرزان

💐💐
شعر ها یی از جنس فرهاد
اشک ها می سرایند
در شور انگیزی بیستون
از شوق نگاهت
شیرین به یغما میبرد
دل شیدا را
#_پریزاد_محمدی
#چامه_ی_سپید.
#واج آرایی (ش _ س)
سپیده که سر زند !!!!
پای سیاه چادرها
چهچهه می زنند
چکاوکان دشت
تا دختران ایل چله باز کنند
از گیسوی باران
نصیبه حسین ابادی
# چامه ی_ سپید
# واج ارایی ( سین )

از اشتیاق شمس
بلخی به قونیه رسید
با این همه لاو ترکاندن
با لاف
هم قافیه ایم
دو قاف سرگردان
در حروف قفقازیم
#محمد_عالمی
#چامه_ی_سپید
#تصویرسازی_صداها

چه دلنچسب است
چکاچاکی
که از چک زدن
چهره ی گشاده رویان
توسط گشت گزاری
می رسد به گوش
#محمد_عالمی
#چامه_ی_سپید
#موسیقی_درونی

هو هوی باد
هو می کند
بی دلان پر هوا را
که می کُشند نسل ها
در پی هوای نفسانی
#فریده_نورمحمدی_یگانه
#چامه_ی_سپید
#چالش

بی قراری نبض می زند
تیک
تیک
دلهره ها
بزاق درماندگی را
با بی حوصلگی قورت می دهند
فرو می روم
در کاناپه ای غمگین
که بار خمیازه های مرا
کشدار
به دوش می کشد
قروچ
قروچ
دندان قروچه های کفری
کسالت ذهنم را می جود
تا مرا
بیرون بکشد
از سلول تنهایی ام
می شکنم قفلها را
می شنوم
آزادی را
#فرانک_سلطانی
#چامه_ی_سپید
#چالش

با من شـــعر بخوان
و بر بال شاپرڪ بنویس
عشــق زمزمہ دوست داشتنهاست
بخوان عاشقانہ ای آرام درگوشم
وقتی در آغوش میفشاریم
تا بوسہ بوسہ
لب خوانی کنم تورا.
#پریسا_سیــروس

📚شعر تکه
📕از کتاب جدید " نغمه در سنگ "
ما ساده دل بستیم
و در عشق شکستیم.
صدای تکههایمان را
هر شب در خوابهایم میشنوم.
دیشب آنجا بودی؛
باران موهایت را شانه میکرد
اما خسته و درمانده بودی؛
شبیه به مسافری جامانده بودی.
بر روی شانههایت چیزی روییده بود؛
تکهای از من بود!
✍️دانیال خیاطی
#چامه_ی_سپید

درست وسط ِ گل مخملی ها
چشم باز می کنم
چقدر خورشید
به بالهای من
می رود
سایه
می آید
می رود
زیر درختی از من
می ماند؟
نمی ماند؟
با این همه
به پیراهنم که رسیدی
سنجاقکی شو
سنجاق شو
بر یقه ام
🕊️
#اعظم_ملڪ_پور_مهربانو

نگاهی سرد درآینه نشست
زمستان شدم
قندیل بست شانه هایم
پریشان لحظه هایی بودم
که ابرها مرا بلعیدند
شب زنده داری کردم
تمام نبودن هایت را
وقتی حرمت عشق شکست
ویران تر از همیشه
شب را سیاه تر برتن کردم ...!
#کتایون_شالکوهی
#چامه ی_ سپید
روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"