

عمریست ژاکت تنش را
به مهربانی می بافم
یکی زیر یکی رو
شب را به صبح
گریه را به خنده می بافم
رشته های زندگی
لای انگشتانم
شل می شود
می پوکد
گره می زنم
رنگ به رنگ
نخ به نخ
عروسکی ماشینی
حواسم پرت می شود
یک حرف از دهانِ میل در میرود
می شکافد همه ی زیر و روها را
من می مانم و
کلافی سر در گم
#لیلادهقان





















روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"