
بادها
در علف هاے بے زارے
پیچڪ نفرت را
در سرزمین فقر می کارند
تا دریا
نابودے را
در دلش شور زند
و رو به آسمان فریاد
ولے محکوم به سکوت می گردد
وصله هاے خشم
لایه، لایه ناعادلی را
تا کهکشان وحشت می کشند
میان انسان هاے بے خبر
با شیهه ے غریبے
سر در گریبان تعفن فرو میکنند
سرنوشت این آدم ها
آخر چیست؟
#ترانه_نژادے
#چامه_ی_سپید
روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"