
درون قلبم از احساس
خالی شد
غزل از گلویت تراوش یافت
و چشمانت
مرا از غربت دنیا
رهایم کرد
#احمد_کمائی
🎙آسمان

درون قلبم از احساس
خالی شد
غزل از گلویت تراوش یافت
و چشمانت
مرا از غربت دنیا
رهایم کرد
#احمد_کمائی
🎙آسمان

تو یه بلا تکلیفی
ذهنیم
اونجا که ذهن بار وبندیلشو پهن میکنه
وسط سنگفرش خیابون
داد میزنه بیایین بردارین
همه چی مجانیه
فقط میخوای خالی بشی
خالی بشی
و بعد بری جایی که هیشکی حتی صدای ناکوک قلبت رو نشونه
گاهی باید گذاشت
و گذشت...
#احمد_کمائی
🎙 آسمان

پرنده
آواز می خواند و
دلم میلرزد
گویی عشق
مرا به خاک می کشاند
صدایت بلبل
عجب گوش نواز ست.
شعرو خوانش
#احمد_کمائی

تو مرا میفهمی
از نگاهت پیداست
که چه آرام گرفتی مرا
در بر خویش
تو مرا میفهمی
از صدایت پیداست
تو،
گرفتارشدی در نفسم
ومیانِ تلی از خاطره ها
داد زدی
بغضِ باران زده ام،بشکن..
#احمد_کمائی
🎙#آسمان

هیس، آرام!
مبادا حرفی بزنیم
تا که بگریزد مرغ
و بترسد از ما
و رود گوشه دور
شاید آنجا
کمین کرده کسی ...
هیس!
#احمد_کمائی

امشب تمام تو را
سطر به سطر
واژه به واژه
میخوانم
تا یک صدا شود
تمام من با تمام تو
#احمد_کمائی.

مهمان لبهاي زيبايت ميشود
بوسه ام
دلم ميلرزدمينشينم و
چشمانم را ميبندم
با تو مرور ميكنم تمام خاطراتم را
تو لبخند ميزني
و من
دوباره ميبوسمت
#احمدكمائي
@ahmad_kamaei
شعرم که شدی
قافيه ها
بر لبت جا ماندند.
#احمد_کمائی.
@ahmad_kamaei
روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"