
بغض کرده دنیا
از بارانِ درد
اشکِ خورشید می بارد
بر قبر انسانیت
#خداویردی
#چامه_ی_سپید

بغض کرده دنیا
از بارانِ درد
اشکِ خورشید می بارد
بر قبر انسانیت
#خداویردی
#چامه_ی_سپید

منظور و نظر
به صف کشیدند
انتظار را
ما منتظران طاقتمان طاق شده
پس تو
کی میایی
#خداویردی
#چامه_ی_سپید
#چالش

رویا ها به بند اوین منتقل و
بر دستهایشان قفل غم خورد
تا چشم کار می کرد
شعرها سیاسی بود
فشارهای اقتصادی
عاشقانه ها را مفلوج
تحریم ها
یکی یکی وبال گردن شدند
گنجه ها خالی تا
وثیقه ی برای آزادی گذارند
آزادی به حکم مشروط
#خداویردی

ساز تنهایی می زند
مهر سکوت
نگاهش
کلید آشتی بود
#چامه_سپید
#خداویردی
روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"