گاه گاهی که لب پنجره می رقصد باد
یک گل نسترن از دل ما می چیند
می برد در دل یک دشت بزرگ
می گذارد لب جوی
تا برد سوی بهشتی دور
گاه گاهی که دلم میگیرد
میزنم لبخندی به دل ساده بی آلایش
که شود میوه ی این آرامش
گاه گاهی که دلم آرام است
و پرستوی مهاجر اینجاست
می دهم یک گل یاس
تا برد سوی تجلی گه یار
تا تلاقی نگاهی نبرد صبر و قرار
و نگاهی نکند بر دل یار
گاه گاهی که خدا هم اینجاست
و سزاوارترین چشمه امیدم هست
پشت بر هر چه امید است ،
نبض امید
خدایم اینجاست...!
۱۴۰۱/۸/۲۹
#ماهی
#چامه_سپید
روزانه نغزترین سروده های شاعران "چامه ی سپید"